تبليغاتX
معماری
سلام من امدم با یک المه نوشته

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 10:41 توسط احسان |

  • چكیده
  • باغ موزه آب، از نمونه های معاصرمعماری منظر  ایران است که در سال های اخیر در قلهک ساخته شده. تم پارک تاثیر آب در زندگی انسان است و شامل باغ و ساختمان آکواریوم می باشد. باغ آن به عنوان یک پارک در مقیاس محله قلهک نیز عمل می کند. جلوه های آب در این باغ به شکل آبنماهای مختلف که برگرفته از معماری سایر ملل است نشان داده شده است. فضاهای متعددی که در کنار آبنماها به وجود آمده است به وسیله محور های زاویه دار نسبت به جداره پارک به هم دوخته شده اند.
  • كلید واژه : باغ موزه، آب، آبنما، منظر سازی
  • باغ موزه آب
  • آب از دیرباز نقشی حیاتی در زندگی انسان داشته است و دریاچه ها و رودخانه ها نیز همواره آدمی را به سوی خود جذب می کرده اند.در گذشته ای نه چندان دور که انسان آب را به عنوان یکی از اجزا و عناصر معماری منظر و طراحی شهری مورد استفاده قرار داد همواره جلوه های مختلف آن باعث تهییج و تحریک گرایش انسان به زیبایی شده است.
  • وجود حوضها در معماری اسلامی نشان می دهدکه آب ورای نقش پر اهمییت آن در تمدن و فرهنگ، ریشه در روح و روان آدمیان دارد. هم اکنون نیز آب به همان شکل گذشته در معماری و طراحی ما تاثیر می گذارد و فقط قالب استفاده آن اندکی تغییر کرده است. امروزه از آب به شکلهای متفاوت تر و مهیج تر در کالبد شهر استفاده می شود و این شاید به خاطر اهمییت روز افزونی ست که آب در زندگی انسان پیدا کرده است.
  • آب در حالات مختلف تاثیرات متفاوتی بر روی انسان دارد و هر کس به فراخور سن خویش بهره روانی خاص خود را می برد.آب درون استخرها که ترکیبات  آنها با درختها و زیبایی های طبیعت باعث آرامش و راحتی روح انسان و توازن زیست شناختی او می شود. آب جاری در رودخانه ها و کانالها، با جریان دایمی و پویا شوق حرکت را در آدمی زنده می کند. آب در آبشار ها حالتی دیگر را در آدمی بیدار می کند، عظمت آبی که جاری است، هیجان زائدالوصلی را در آدمی به وجود می آورد. استفاده از حالات متفاوت آب در طراحی و معماری به منظور ایجاد احساسات مختلف، یکی از مبانی طراحی عناصر معماری آبی-از جمله موزه های آب- است. آنچه در مورد بشر عصر حاضر نگران کننده می نماید،  این است که مبادا برای گذراندن اوقات فراغت خود، در بند سرگرمی های غیرفعال حبس شود و از مواهب طبیعی دور بماند.
  • فکر احداث موزه ای به نام موزه آب, توسط معاونت فنی و عمرانی منطقه 3 مطرح شد و زمینه ها، امکان و جنبه های قابل نمایش آب توسط "مهندسین مشاور آهون" بررسی شد. هدف از احداث این باغ, ایجاد فضایی آموزشی، فرهنگی و تفریحی برای قشر دانش آموز، با تاکید بر موضوع "آب" به عنوان محور اصلی است. این مجموعه شامل بخش های مختلفی چون موزه, سالن نمایش، باغ با آبنماهای متنوع و ... است و هدف از احداث آن به نمایش گذاشتن جلوه های آب و آشنا کردن قشر دانش آموز با مصارف مختلف آب است.
  • در این جا این سوال مطرح می شود که کدام جنبه های حضور آب در زندگی انسان و محیط زیست و نقش آن در حیات وحش و محیط طبیعی زندگی گیاهان و جانوران قابل نمایش است؟ در یک مجموعه نمایشگاهی مسایل مختلفی چون سیر تگامل شیوه های آبیاری و آبرسانی، نقش آب در حمل و نقل و ارتباطات، نقش آب در کشاورزی و صنعت و معدن, نفش آب در تولید و انرژی، نقش آب به عنوان پاک کننده و شوینده و نیز منابع آب شیرین کره زمین و راه های حفظ و بازیابی آن قابل عرضه و نمایش است. شرکت آهون سرفصل های زیر را برای موزه در نظر گرفته است:
  • آب در طبیعت (توزیع جغرافیایی آب، اشکال حضور آب در طبیعت و ...)
  • انسان و آب (اشکال جمع آوری و نگهداری آب، شیوه های آبیاری در کشاورزی و باغداری و ....)
  • آب شیرین (مقدار و درصد آب شیرین در کره زمین، شیرین سازی آب و روش های آن و ...)
  • آب در صنعت (استخراج املاح از آب دریا، سایر عناصر و معادن کف دریا و ...)
  • کسب انرژی از آب (انرژی میکانیکی و الکتریکی و ...)
  • آب و حمل و نقل (کانال های معروف جهان, حمل و نقل با کشتی و زیر دریایی و ...)
  • تصفیه و توزیع آب (سیستم های تصفیه آب، نمک زدایی و ...)
  • آب وآلودگی (انتشار بیماری های واگیر به وسیله آب, تصفیه فاضلاب و ...)
  • آب در زندگی روزمره (آشامیدن، تهیه غذاو ...)
  • انسان، آب و ورزش (استخر، شنا، واترپلو و ....)
  • آب و مسولیت های انسانی (بهره وری در تولید و مصرف آب، کسب در آمد از فروش آب و ...)
  • مهندس علی فکری ارشاد طراح و مسول پروژه باغ موزه آب می گوید :«در این موزه قصد است با پشتوانه وسیع مطالعاتی، ابتدا به معرفی آب و خواص فیزیکی و شیمیایی آن و سپس به تاریخچه نقش آب در پیدایش تمدن های اولیه برای قشر جوان و دانش آموز بپردازیم و مصارف مختلف آب را طبق سرفصل های پیشنهاد شده نشان دهیم.»(رنجبر،1375)
  • Image
  • قرارگیری یک قطعه باغ قدیمی در میان انبوه ساختمان های قسمتی از شهر تهران، انگیزه ای برای شهرداری شد تا با ساماندهی و طراحی آن به عنوان باغ موزه آب، این باغ قدیمی را حفظ و به عنوان بخشی پویا از شهر در خدمت شهروندان و بازدید کنندگان قرار دهد. باغی که تا قبل از این زمینه های ناامنی را به دنبال داشت.
  • قیمت بالای زمین در این ناحیه و همچنین کمبود زمین های باز در اطراف آن، به ویژه زمین هایی با چنین موقعیت شاخص، بر اهمیت این قطعه می افزاید. از طفی وجود پتانسیل های بالای زیست محیطی(درختان، قنات، باغ اطراف) و اجتماعی( قرار گرفتن در میان مراکز آموزشی مختلف) در حوزه اطراف باعث اهمیت  بیشتر تصمیم گیری برای کاربری این قطعه بود.
  • قرار گیری این قطعه باغ قدیمی در حاشیه خیابان سرزنده و فعال«یخچال»، محوری که در آن گروه های مختلف اجتماعی به چشم می خورد، خود جنبه استفاده از باغ موزه را تضمین می کند؛ به طوری که هر چه تنوع گروه های اجتماعی بیشتر گردد، میزان استفاده آنها از مجموعه رشد فزاینده ای به خود می گیرد.
  • Image
  • باغ موزه آب به وسعت 8256 متر مربع در ناحیه شمال شهر تهران و در باغی در خیابان یخچال قرار دارد احداث شده است که پس از اعمال اصلاحی ها، مساحت باغ مذبور به 7161.9 متر مربع رسیده است. این باغ دارای شیب عمومی 2.85 در صد از شمال به جنوب است که در ابتدا دارای 382 اصله درخت و درختچه از انواع چنار، کاج تهران، توت، گردو، زبان گنجشک و ... بوده است که از این تعداد 190 اصله آن استفاده شده است و مابقی که خشک و بیمار بوده اند, حذف گردیده اند. یک جوی آب، منشعب از یک رشته قنات از زاویه شمال غربی وارد باغ شده است و پس از طی یک سوم طول زمین با چرخشی به سمت شرق، عرض باغ را طی می کند.این پروژه در تابستان 1380پس از 5 سال به بهره برداری رسید.
  • به طور کلی در طراحی مجموعه و قرار گیری عناصر مختلف در کنار همدیگر، عواملی تاثیر گذار بوده اند که مهمترین آنها درختان قدیمی با ارزش، رشته قنات جاری در باغ و خیابان اصلی دسترسی به باغ (خیابان یخچال) است. بدون حضور این عوامل، قطعه زمین مورد نظر به یکی از پلاک های شهری بدل می گردید، فاقد هر گونه احساس ارزش محیطی و مکانی خاص، که هیچ گونه احساس تعلقی را برای ساکنان منطقه به دنبال نمی داشت. بدین ترتیب، زندگی و ارزش حیاتی این قطعه زمین در این است که مکانی است برای بازدید، تفریح، گردش و استفاده عموم و تداوم حیات در گرو زندگی درختان و رشته قنات و دیگر عوامل مکانی آن است.
  • طبق گفته طراح مجموعه در اولین گام کارشناسی دقیقی به منظور شناسایی گونه های موجود در باغ صورت گرفت و درختان مریض و نیازمند اطلاح همراه با درختان دارای ارزش نگهداری و بر روی نقشه ترسیم گردیدند.
  • حضور این درختان با ارزش در کنار آب جاری در باغ، توانایی بالقوه ای را برای دستیابی به محیطی مطلوب و با نشاط در میان بافت شهری در هم تنیده خاطر نشان می سازد. این خود برای طراح زمینه فکری را در پی دارد، تا شکل گیری استخوان بندی اصلی طرح بر پایه این عناصر نمادین  و دارای بار خاطرات ویژه، رقم بخورد. به ترتیب است که محور اصلی طراحی، بر مسیر حرکت آب دائما جاری در داخل باغ منطبق گردیده و دروازه ورودی اصلی نیز در محل دروازه قدیمی باغ شکل گرفته است. از طرفی چیدمان فضایی عناصر مصنوع ملحق شده در باغ- همچون ساختمان موزه، آلاچیق، سرویس ها و ...- به گونه ای است که کمترین آسیب ممکن متوجه درختان موجود گردد.
  • Image
  • در قطعه شرقی پارک باشگاه ورزشی خانواده در حال احداث است . ترکیب این دو مجموعه یعنی باشگاه خانواده و آكواریوم باغ موزه آب می تواند دعوت کننده شهروندان بیشتری باشد.
  • رابطه باغ – موزه اب با جریان اصلی حركتی
  • نکته دیگری که می توان به ان اشاره کرد وحائز اهمیت نیز هست امکان ونوع ارتباط کسانی است که از حاشیه خیابان یخچال (ضلع ورودی باغ ) گذر می کنند و اولین برخورد را با این مجموعه دارند. بدون تردید آن چیزی که در ذهن هر عابری از این مجموعه نقش می بندد, دروازه ورودی, آرایش و تجهیز, فضای جلوی مجموعه و بدنه متصل به خیابان است, که اگر جذابیتهابی اولیه را دارا  نباشد ( هر چند که در درون خود دارای غنا و زیبایی خاصی باشد ) به مجموعه ای بی استفاده و بی اثر در بافت پیرامون تبدیل می گردد .
  •   چنانچه از فردی که حداقل یک بار از داخل خیابان یخچال عبور کرده است پرسیده شود که چه برداشتی از این مجموعه دارد.تنها در تصویر ذهنی خویش ردیفی از درختان,پوسته نیمدایره ای آجری و کره ای بزرگ را که نمادی از کره زمین است، به عنوان دروازه ورودی مجموعه به خاطر می آورد. این در واقع خواست طراح بوده است. زیرا وی اعتقاد دارد که نباید با قرار دادن عناصر مصنوع همچون ساختمانها در جبهه ورودی مانعی را برای دید افراد به داخل فضای باغ به وجود آورد. اما بایستی اشاره داشت که در خیابان کم عرض و گاه پر ترافیکی همچون یخچال حتی همین چند عنصر محدود اما دعوت کننده نیز به چشم نمی ایند حال ایا برای تجهیز این جبهه ورودی وارتباط قوی وجذاب تر ان با این جریان آدمها(خیابان) به تامل بیشتری نیاز نبود؟
  • ورودی اصلی مجموعه از مرکز ضلع جنوبی مجموعه می باشد. نیم کره سنگی که نقش قاره های جهان بر روی آن حجاری شده است تا کره زمین را تداعی کند که آب بر روی تمام سطح آن در حال حرکت است. نمایش نقش آب در حیات کره زمین در بدو ورود ایده ای جذاب است. اکثر کودکان در ابتدای ورود، با لمس کردن آن، آب را از نزدیک حس کرده و دستان خود را خیس می کنند. اما این کره با آبی که تنها از نزدیک قابل رویت است.
  • Image
  • هشت درخت سرو محصور شده در هرم های فلزی که این کره را محاط کرده اند. این دید از تفکرات پست مدرن ناشی می شوند که عناصری که تا کنون در حاشیه قرار داشتند در متن قرار گیرند. اما تاکیدی که بر روی درخت سرو گردیده است، با نقش طبیعی درخت در تضاد است. سَرویَت درخت سرو در باغ ایرانی پر اهمیت تر و پر رنگ تر می باشد. و این سوال را در بیننده ایجاد می کنند که آیا درختان احتیاج به تزین با عناصری همچون بتون و فلز دارند؟ صلبیت این مواد متضاد با زنده بودن درخت است و در آینده مانع از رشد آن می شود.
  • Image
  • در کنار محور ورودی اصلی و در امتداد ضلع شرقی پارک محوری به عرض 8 متر برای دسترسی به قطعه شمالی باغ از خیابان یخچال در نظر گرفته شده است, که البته با کفسازی ها و بدنه سازی و عبور آب جاری دائمی از حاشیه آن، نوعی ادراک از امتداد یافتن باغ تا بدنه انتهایی به رغم قرار نگرفتن در محدوده واقعی طرح از سوی شهرداری به استفاده کننده داده شده است. این خیابان دسترسی باعث قطع ناگهانی باغ نشده است بلکه بخشی از فضای باغ محسوب می شود.
  • Image
  • درجداره معبر، با ترکیب مصالح سنگ و آجر –که یادآور مصالح سنتی می باشد-؛ بدنه ای  ایجاد شده است که سکوی نشیمن و باغچه را در برمی گیرد.طراح تحت تاثیر سبک پست مدرنیسم  به کمک شیروانی روی این بدنه سعی در یادآوری دیوارهای قدیمی شمیران داشته است.
  • Image
  • آبنما
  • محور ورودی به یک آبنمای ریزشی-در انتهای دیواره باغ- ختم می شود که ریزش آب را از ارتفاع نشان می دهد و به صورت پرده ای از آب شکل گرفته است و فرد می تواند از پشت پرده آب عبور کند و یا در محلی که برای نشستن تعبیه شده است قرار گیرد و از داخل پرده آب فضاهای باز و حرکت مردم را شاهد باشد. این محور تنها محور عمود بر بدنه باغ است و سایر محور ها بنا به دلیل نامعلومی چرخیده اند.
  • Image
  • محل تلاقی طولانی ترین محور مورب که تریا را به ساختمان اکواریم وصل می کند و محور اصلی، از طریق تونلی پلکسی گلاس به سبک مدرن سر پوشیده گردیده است. با ریزش آب بر روی این تونل، هنگام عبور از زیر آن احساس فرو رفتن در داخل آبشاری شیشه ای به وجود می آید، که صدای ناشی از ریزش آب بر روی پلکسی گلاس، تجربه ای شگفت آور را به دنبال خواهد داشت. اتفاقی که در زیر این تونل پلکسی گلاس  می افتد باعث مکثی در فرد می شود که با تعبیه نیمکت هایی در زیر تونل امکان نشستن وی میسر می شود. هدف طراح سبز کردن ابتدای تونل به صورت نرده های پوشیده از گیاه و چسب بوده است.
  • Image
  • طراح تحت تاثیر سبک پست مدرنیسم سعی در وام گرفتن عناصر نمادین از باغ کلاسیک ایرانی دارد.هر چند که رنگ لاجوری کاشی های داخل سه حوض بزرگ مثلثی شکل که در ابتدای محور اصلی قرار دارد، برگرفته از رنگ کاشی حوض ایرانی است اما فرم مثلثی شکل کشیده آنها به شدت متضاد با آن است.
  • Image
  • آبنمای مربع شکل که به صورت فواره های مربع شکل هستندکه تجربه حرکت روی آب و خیس شدن را به وجود می آورد برگرفته از میدان بارتولی و پارک سیتروئن در پاریس می باشد. این فواره ها مرکز دایره ای هستند که با کفسازی اجرا گردیده است و به همراه آبنمای مجاور خود که ترکیبی از سنگ و فواره است در داخل فضاهای مربع شکلی که به وسیله درختان سرو ایجاد شده قرار گرفته است.
  • Image
  • پخش آب پودر شده بر روی قلوه سنگ ها نیز یکی دیگر از جلوه های آب موجود در باغ است. صدای دلپذیر و هوای مطبوع بر اثر این پودر شدن آب به وجود می آید. در آب انبارهای کهن ایران استفاده از آِن جلوه آب به چشم می خورد. در تمام باغ صدای آب شنیده می شود و عامل پیوند دهنده آبنماهای متنوع و متفاوت نیز صدا می باشد.
  • Image
  • مسیر آب قنات موجود در سایت پس از طی یک سوم زمین به صورت عرضی باغ را رد می کند،  سپس به سمت جنوب ادامه مسیر می دهد. در مسیری که عرض زمین را طی می کند. طراح با استفاده از نهر و برکه مصنوعی که الهام گرفته از باغ ژاپنی می باشد، آب را نمایان کرده است.
  • نظام فضاهای حرکتی
  • از آنجا که ماهیت فضاهای تفریحی ـ تفرجی در دل محیطی دارای چشم اندازهای مطلوب شکل می گیرد و پویایی و حرکت دورن فضاهای متتنوع آن جلوه گر می گردد. توجه به موضوع حرکت و محورهای حرکتی می تواند ساختار اصلی طرح را تشکیل دهد. این شبکه پیوسته محورها می تواند اتصال فضاهای مختلف درون باغ را به یکدیگر برقرار سازد، از عنصری نمادین شروع شودو به عنصری دیگر ختم گردد، امکان دسترسی به ساختمان ها و محل های نشستن و مانند اینها را برقرار سازد و در عین حال تمامی سطح باغ را پوشش دهد، به گونه ای که استفاده کننده را برای دستیابی به مجموعه ها و فضاهای متنوع باغ ، هدایت کند. به طوریکه درون باغ 3 محور حرکتی به چشم می خورد:
  • 1-محورهای حرکتی ارتباطی
  • 2-محورهای حرکتی دسترسی
  • 3-محورهای حرکتی تفرجی
  • -محورهای حرکتی ارتباطی که اصلی ترین محور نیز به شمار می آیند و ارتباط درون را با بیرون برقرار می سازند و هر بازدید کننده ای ناگریز از  استفاده از آنهاست، دارای فرمی مستقیم و بدون انحنا، همراه با عرضی مناسب و کفسازی با دوام است. اصلی ترین نمونه آن دو محور ارتباطی است که یکی از دروازه های ورودی شروع و به آبنمای انتهای باغ متصل می گردد و دیگری از تریا شروع و به ساختمان موزه ختم می شود.
  • -محورهای حرکتی دسترسی، امکان دسترسی فردی را که وارد مجموعه می شود به فضاهای مختلف و ساختمان های مجموعه برقرار می سازد. این محورها دارای عرضی کمتر و مصالحی با دوام پایین تر نسبت به محورهای ارتباطی اند ولیکن پراکندگی و تنوعی بیشتر دارند.
  • محورهای حرکتی ارتباطی ودسترسی به گونه ای طراحی گردیده اند که امکان استفاده از انواع گروههای سنی با تواناییهای مختلف از آنها میسر گردد. خوانایی و وضوح این مسیرها از خصوصیات بارز آنهاست و این مسئله به ویژهی با استفاده از چراغهای روشنایی مناسب در شب به چشم می خورد .
  • Image
  • نوع دیگر محورها مسیرهای حرکتی تفرجی است که در میان دو نوع مسیر یاد شده احداث گردیده اند و تنها مسیری برای قدم زدن, ایستادن, گفت و گو با دوستان , نشستن و نظایر اینها هستند. با تجهیز آنها به وسیله مبلمان شهری متنوع و آبنماهای جذاب, سعی در ایجاد مسیری فرح بخش و جذاب شده است. فرم مسیر و عرض و کفسازی آن تابع قانون خاصی نیست و بسته به موقعیت طرح متفاوت است ؛ ولی به طور کلی می توان گقت که در طراحی کفسازی سعی در کشاندن فضای سبز باغچه ها به داخل میسر شده است وترکیبی از مصالح سنگی و چمن در آنها به چشم می خورد. این مسیرها گاه به یک قضای نشستن ختم می شود و گاه نیز در درون باغچه های اطراف متوقف می شود و به مسیری دیگر متصل نمی گردند. این امر خود امکان ارتباط شخص با محیط طبیعی پیرامون را استحکام بیشتری می بخشد. هر چند که در عین حال تهدیدی برای عبور افراد از داخل چمنها گلها وفضاهایی از این دست نیز هست.
  • Image
  • ساختمان آکواریوم
  • اصلی ترین ساختمان مجموعه، ساختمان موزه است که به گفته طراح مجموعه، حساسیت زیادی برای جاینمایی آن وجود داشته است؛ زیرا این توده  یکپارچه باید در مکانی احداث می گردید که کمترین زیان به درختان با ارزش باغ وارد آید و از طرفی هم نمی توانست در جبهه ورودی باغ شکل گیرد زیرا نه تنها دید بازدید کنندگان را به کل مجموعه باغ مسدود می کرد و میدان مشاهده آنها را محدود می ساخت، بلکه مخفی بودن ساختمان در دل درختان باغ می تواند عاملی برای هدایت مردم به داخل باغ و چرخاندن آنها در فضاهای محوطه باز جلوی ساختمان باشد.
  • در عین حال با چرخش ساختمان نسبت به دیواره اصلی باغ، پرسپکتیو کامل از نقطه ورودی و در طول محور اصلی حرکتی به وجود می آید، ضمن اینکه انتهای این محور اصلی به جای عنصری مصنوع (ساختمان موزه)، به عنصری طبیعی (آبشار ریزشی) ختم می شود.
  • Image
  • موزه و نماشگاه آب، ساختمانی است سه طبقه با سطح مقطع مربع شکل با ابعاد 21.60 متر. در طبقه همکف آن که 0.45 متر از کف طبیعی پارک پایین تر است، آبنمایی شیشه ای و مخروطی شکل پیش بینی شده که بخشی از آب قنات موجود را از قسمت شمالی طبقه اول به داخل آن هدایت می کند. آب سپس، از زیر کف این سطح به خارج منتقل می شود. در قسمت شمالی آبنما یک سالن چند منظوره در نظر گرفته شده است. در هسته مرکزی طبقه اول گالری مرکزی قرار خواهد گرفت که محل نمایش بخش های تصویری و تجسمی از جلوه ها و ویژگی های طبیعی است.. (صفوی – صنعتی، 1381)
  • ایده طراحی فرم ساختمان موزه، از فرم یخچال های قدیمی که به شکل مخروطی بودهاند و دیواره ای در مقابل آنها برای ایجاد سایه قرار می گرفته، برداشته شده است. بدنه شیشه ای آن نمادی از قطعات یخی را که در حال لغزش بر روی یکدیگرند، تداعی می کند و این احساس با چرخشی نسبت به شبکه بتنی نما تشدید می شود.
  • ورودی اصلی موزه از طریق یک رامپ که در امتداد محوری قرار گرفته که از تریا تا آنجا کشیده شده است و در زیر این رامپ ورودی آبنمایی بی شکل جاینمایی شده تا رامپ همچون پلی ارتباط شخص را از محوطه باغ به ساختمان موزه برقرار سازد.
  • Image
  • فضای نشستن
  • یکی از نکات طراحی باغ که در چهره ویا فضاهای تفریحی در سطح شهر به چشم می خورد، تجهیز محوطه به وسیله مبلمان شهری از جمله چراغها، دیواره ها، آبخوری و به ویژه محلهای نشستن است که به گونه ای اگاهانه در دل طرح جای گرفته اند.
  • طبق مشاهداتی مردم عموما فضاهایی را بیشتر مورد استفاده قرار می دهند که جایی برای نشستن در آنها وجود داشته باشد. با بررسیهایی  که در مورد فضاهای قابل نشستن به عمل آمده بلندی محل نشستن و طول وعمق آن را کاملا در انتخاب محل نشستن تأثیر گذار اند. جاهای یکپارچه برای نشستن – همچون پله ها, سکو ها, لبه ها, و نظایر آنها – حق انتخاب مردم را بالا می برد و نیمکتها و عناصر ثابت که در مکانهای خاصی برای نشستن تعبیه شده است, مورد استقبال عموم قرار نمی گیرند و برای نشستن چندان مناسب نیستند .   
  • البته اینها چنانچه به صورت صندلی های متحرک نمود پیدا کنند، قابلیت حرکت و لذا حق انتخاب مردم را به دنبال خواهند داشت لیکن هیچ یک از آنها به اندازه سطح چمن که بیشترین حق انتخاب در ترتیب نشستن را به مردم می دهد، مورد استقبال قرار نخواهد گرفت. (صفوی – صنعتی، 1381)
  • وجود محل های نشستن متنوع در محل های مختلف باغ، همچون زیر تونل شیشه ای، پشت آبشار، کنار آبنماها، کنار محورهای حرکتی و از همه مهمتر حاشیه دیوارهای باغ و در طول آن، می تواند منظره های مختلف و جذابی را برای فرد به وجود آورد. دیواره های تجهیز شده باغ با الهام از کوچه باغ های شمیران، مکانی مناسب را برای نشستن افراد در هر نقطه دلخواه و با هر دید مورد نظر به باغ، به وجود آورده است.
  • در ضمن محل هایی نیز به صورت مجتمع و گروهی( به شکل مربع) با سکوهای سنگی تعبیه شده است که افراد می توانند گرداگرد یکدیگر بنشینند و به گفت و گو و استراحت بپردازند. ایجاد فضاهای دنج برای نشستن در نقاط مناسبی در باغ نیز از جمله نکات حائز اهمیت است. به هر حال فضاهای نشستن به گونه ای آرایش یافته اند که فرد هر گاه نیاز به استراحت و لذت بردن از محیط اطراف خود را احساس کند، در کوتاهترین فاصله به آن دسترسی یابد.
  • نظام خدماتی
  • در مورد ساختمان ها و تجهیزات داخل باغ میتوان به تریا و غرفه فروش تنقلات که در محل جبهه ورودی و در مرز بیرون و دورن قرار گرفته است، اشاره داشت. بدین طریق مکانی استراحت و صرف غذا و نوشیدنی و سرویس دهی به عابرانی که قصد گذر از خیابان یخچال دارند و یا کسانی که در داخل باغ مشغول استراحت و گردش اند، به وجود آورده است. به دلیل ترافیک و سرو صدای ناشی از آن در خیابان یخچال، محوطه باز جلوی تریا به وسیله پوسته ای نیمدایره ای شکل از خیابان جدا شده است تا احساس امنیت و آرامش بیشتری برای استفاده کنندگان از این فضا به وجود آید. حوض ایرانی موجود در این فضای مکث با رواق دایره ای کلاسیک اروپا محصور شده است.
  • تجهیزات خدماتی فرعی باغ_ همچون سرویس ها، اتاق استراحت نگهبان و مانند اینها_ به گونه ای است که کمترین جلب توجه را کند و با محیط طبیعی پارک همخوانی داشته باشد. به عنوان نمونه، سرویس های بهداشتی درمحل اسطبل قدیمی باغ شکل گرفته و دیواره آن در امتداد دیواره باغ آرایش یافته است.
  • مصالح و قوس بناهای موجود در باغ همچون سرویس ها و اتاق تاسیسات  وام گرفته از معماری ایرانی است که با پلان مثلثی شکل و فرم های برگرفته از معماری مدرن ادغام شده است.
  • جمع بندی
  • این نکته که احداث باغ های تم دار همچون باغ- موزه آب و عناصر موجود در آن می تواند به عنوان بدعتی در پارک‌ها و فضاهای تفریحی شهر به شمار آید، از خصوصیات بارز این طرح است. توجه به ضرورت و اهمیت حضور آب در زندگی امروزی و حیات بشر و استفاده از آب در اشکال مختلف، از طریق ایجاد آبنماها، بازی با آب و مسیرهای کنار آب نشان داده شده است. ترکیب آب و نور در شب، استفاده از آب در کف سازی ها، تلفیق چمن و مصالح سنگی و تنوع استفاده از آنها در نقاط مختلف، تجهیز مناسب فضاهای نشستن، تعریف فضای ورودی به وسیله آب نما، توجه به فرم نمادین ساختمان موزه و ارتباط آن با موضوع آب(یخچال های قدیمی)، همگی از جمله عواملی است که ذهن استفاده کننده از فضا را آماده روبرو شدن با این موضوع حیاتی و تامل در آن می کند. اما در کل فضایی نامانوس و بدون هویت ایرانی است.
  • سبک باغ التقاطی از سبک های موجود در معماری منظر و پارکسازی دنیاست. طراح به هیچکدام از سبک ها پایبند نبوده و بر اساس سلیقه از هر روش باغسازی تکه ای را به امانت گرفته است.
  • در باغ آبنماهای بسیاری وجود دارد که هرکدام داستان مخصوص به خود را دارند. کره عظیم شناور در آب, تونل آب, آبشار, کانال آب،حوض های متعدد در ابعاد متفاوت و فواره و برکه هر کدام گلچینی از آبنماهای موجود در باغ های متفاوت هستند. از حوض حیاط ایرانی تا آبنمای پارک سیتروئن و برکه ژاپنی. کاشی لاجوردی در حوض مثلثی به کار گرفته شده است و حوض ایرانی با رواق کلاسیک رومی احاطه شده است. طراح گله مند از کمبود امکانات است که مانع از آن شده که آبنمایی مشابه آنچه در پارک دولاویلت وجود دارد را دوباره در تهران بنا کند.  این اغتشاشی که در نوع آبنماها وجود دارد در باغسازی و فضاسازی نیز به چشم می آید.
  • محور ورودی را که از باغسازی ایرانی وام گرفته است و محورهای متقاطع معماری مدرن اروپا را در کنار معماری پست مدرن بدنه و جداره استفاده کرده است. طراح از معماری گذشته تنها به صورت استفاده از مصالح و قوس های ایرانی یاد کرده است و توجه ای به بستر طرح که باغ قدیمی است نداشته است.
  • خطوط هندسی  منظم در طراحی پارک یادآور اصول مدرنیسم است ولی توجه به عناصر باغسازی کلاسیک همچون رواق نیم دایره ای باغ کلاسیک رومیو دیواره و نمای ساختمان ها که بر گرفته از معماری ایرانی است و الگو گرفتن از آنها و همچنین نگاه نو به عناصر پارک (آب و گیاه) اصول منظرسازی پست مدرنیسم را متجلی می کند.
  • منابع
  • رنجبر, ناهید، 1375، مقاله باغ موزه آب؛ مجله همگامان نشریه داخلی شهرداری، شماره52
  • صفوی، علی- صنعتی، محمود، 1382،مقاله باغ موزه آب، معبر آب و خاطره ؛ شهرداری ها، سال چهارم، شماره 38
  • www.hamshahri.org/vijenam/Mahal/1383/Mahele3
  • http://niwm.com/farsi/mainFarsi
  • http://www.tehransama.ir
  • + نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 13:29 توسط احسان |

     

    معماری به عنوان یک فن؛توسط ابتدایی ترین نیاکان ما بر روی زمین ایجاد گردید.انسانی که زندگی را از غارنشینی آغاز کرد،بر اثر چه عواملی به فکر ایجاد سرپناه برای خویش نائل گردید سئوالی است .به هر حال انسان پیش از تاریخ به هر نحو که بود موفق به خلق آثار معماری گردید که شاید آثار به جای ماندۀ اولیه به اعتقاد برخی اثری معمارانه نباشد،ولی به نظر می رسد که با توجه به شرایط زمانی خود باید آن را اثری معمارانه محسوب نمود.

    به هر صورت پیدایش معماری تحولی شگرف در زندگی انسان بوجود آورد و چیزی که امروز از آن به عنوان یک هنر یاد می شود را باید نتیجۀ تلاش های همان بشر اولیه دانست.

    معماری؛چهارمین هنر دنیا،شاید از معدود هنرهایی باشد که وابستگی جدی به علوم و فنون مختلف دارد و یک معمار باید بتواند به تمامی این علوم احاطه داشته باشد.آثار بزرگ معماری هرگز به صورت نا آگاهانه خلق نشدند.چنانکه "ایمحوتب مصری؛خالق کاخ و مقبرۀ "زوسر" و نخستین هنرمندی که نامش در تاریخ مدون آمده است،نه تنها وزیر اعظم پادشاه زوسر بود،بلکه مردی بود با نیروی افسانه ای که در جهان باستان نه فقط به عنوان یک مهندس معمار بلکه به عنوان انسانی فرزانه،جادوگر،حکیم،کاهن و کاتب گونه ای نابغه و کاردان که بعد ها به عنوان خدا پرستیده شد،ستوده می شد.

    شاید معماری تنها هنری باشد که روح دارد.این مطلب زمانی مشهود است که "جسمیک اثرِ برجستۀ معماری از بین برود اما روح ماورإ گونه اش که توسط احساس خالصانه و توانای استادِ معمار خلق شده هرگز از بین نخواهد رفت.

    اما باید بدانیم آنچه که هنرِ "معماری" تلقی می شود بناهای دلال گونه سازی نیست که امروزه در گوشه و کنار شهر می بینیم!! بلکه حاصل سالها ممارست و تلاش اساتید بزرگی است که اکنون از آنان تنها نامی باقی مانده است.

    + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:47 توسط احسان |

       "بناهای تاریخی هر کشور بخشی از شناسنامۀ فرهنگ و کارنامۀ مردمی است که در آن زندگی می کرده اند؛هرچند برگ های زرین این دفتر پر ارج پراکنده است،اما از همین پراکنده ها چیزهایی می توان گردآورد که در هیچ دیوان پرداخته ای نیامده است" استاد پیرنیا

                                                 

                                    

     

     

         برای انتخاب اولین موضوع بارها کتب مختلف را ورق زدم،جزئیات و پروژه های گوناگونی را بررسی کردم و با تمام دقت و وسواسی که به خرج دادم نتوانستم موضوعی در خور توجه تر از "معماری ایرانی" برگزینم.

    اصالت هنر معماری در ایران امری است که به حق نمی توان آن را نادیده گرفت.همان طور که رونق و اعتلای معماری در ایران گواه آنست که این سرزمین از کانون های نخست شهرسازی،سد سازی و مهندسی بوده است و این مطلب را بناهایی که از میان زمان های کهن با سیمای غبارآلود سر بیرون کشیده اند تأیید می کنند.اما صد افسوس که برخی از ما ایرانی ها هنوز به خودباوری نرسیده ایم و به اندک ادعای عده ای اجنبی رنگ می بازیم،چراکه فراموش می کنیم چه پیشینۀ پر افتخار و معتبری داریم!!!

         به طوریکه آندره گدار فرانسوی می نویسد:"عالیترین هنر ایرانی به معنی حقیقی ِهنر،همیشه معماری آن بوده است.این برتری نه تنها در دورۀ هخامنشیان،پارتها وساسانیان که آثار ساختمانیشان را می شناسیم محقق است،بلکه در مورد دورۀ اسلامی ایران هم صادق است."

    در ایران ِما ،پایگاه هنر معماری و شهرسازی درست پس از سخن دری جای دارد.با اینکه صدها دفتر و دیوان و جُنگ دربارۀ شعر و نثر فارسی پرداخته اند،از هنر شایستۀ معماری چنانکه باید و شاید یاد نشده است.

         در اکثر آثار تألیف شده در این باب تنها به توصیف جلوه های ظاهری هنر معماری ِما پرداخته شده است و کمتر کسی را می شناسیم که چون "ناصر خسرو علوی" جزئیات یک اثر معماری را مو به مو تعریف کند و تصویر واقعی آن را از چشم ما بگذراند.

    از جلوه های ظاهری و زیبایی و تناسبات گنبد ها و ایوانها،رواق ها و مقرنس کاری ها (که تقریبا هنری رو به انقراض است!) بسیار سخن رفته،ولی چیزی که بیشتر شایستۀ بررسی است گوهر معماری ایرانی و منطق ِ ریاضی و عرفانی آن است.

     

     

          شاید بارها از نزدیک برخی از این آثار را دیده و لمس کرده باشیم و به این تجربه دست یافته باشیم که همه،حتی کسانی که سر رشته ای از هنر و فن معماری ندارند،نغمه های حکمت آمیز و پر رمز و رازی که از بند بند گره ها و آجر کاری های این گونه بناها نواخته می شود را می شنوند و این همان اصالت و رازی است از روزگاران دور توسط معماران به کار گرفته شده و سینه به سینه از پدر به پسر رسیده است.

     

     

       معمار ایرانی هرگز کار بیهوده (آزموده را دوباره آزمودن) انجام نداده و همیشه کوشیده است چون باغبانی کاردان و نغز کار،بهترین پیوند را از هر کجا که هست بدست آورد و بر تنۀ سخت ریشه و استوارِ باغ ِ خود بزند.پیش از اینکه تخت جمشید بر پیشگاه ِ کوه رحمت استوار شود صدها ایوان و شبستان با ستون های چوبی وسنگی در سراسر ِجهان متمدن آن روز ساخته شده بود ولی نخستین بار در تخت جمشید می بینیم که ستون ها تا آخرین حد ممکن از هم فاصله گرفته است؛با اینکه شاید بدون اغراق در بعضی از معابد کهن تر خارج از ایران (مثلا مصر) فاصله دو ستون چیزی نظیر قطر آن ها بلکه اندکی کمتر است.این معمار ایرانی است که توانسته وسیع ترین دهانه ها را با کَست و افزود پیمون ها (مدول ایرانی) بوجود آورد و آرایش های گوناگون و سرگرم کننده ای بیافریند.

    ادامه دارد...

    سعی برآن بود که بتوانم پیش درآمدی در خور مبحث "معماری ایرانی" بنویسم.نمی دانم تا چه حد موفق بودم اما امیدوارم که مقدمۀ خوبی برای ادامۀ مطلب بوده باشد.در این زمینه از کتب "زنده یاد استد محمد کریم پیرنیا" نیز بهره جستم.

    + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:41 توسط احسان |

     

    + نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 20:39 توسط احسان |

    Impressionism

    از پانزدهم آوريل تا پانزدهم مه سال 1874، گروهي از نقاشان جوان و مستقل فرانسوي: مونه (1)، رنوار  (2)، پيسارو (3) ، سيسلي (4) ، سزان (5) ، دگا (6) ، گيومن (7) ، برت موريزو (8) ، كه يك انجمن بي نام تشكيل داده بودند، در محلي سواي سالن رسمي، يعني در استوديوي عكاسي نادار Nadar نمايشگاهي برپا داشتند. نمايشگاه غوغايي به پا كرد و روزنامه نگاري به نام  لوروا Leroy  پس از مشاهده ي تابلويي از مونه به نام «تأثير، طلوع آفتاب» در مجله اي به طعنه نمايش دهندگان را تأثير گرايان امپرسيونيست خواند.

    اين نام كه توسط خود نقاشان پذيرفته گشت، بسيار متداول گشت و در سراسر جهان مورد استفاده قرار گرفت. اما، معناي اين اصطلاح در ابهام باقي ماند.

    امپرسيونيسم نظري منتقدان، جايگزين امپرسيونيسم خودروي ِ نقاشان شد و اين انديشه ي زنده به اصولي ثابت مبدل گشت. سپس واكنش هاي پي در پي بر عليه امپرسيونيسم سريعاً حدود و قلمروي آن را تثبيت كرد و مجال گسترش را از آن گرفت. بنابراين بازستاندن اقليم واقعي آن و تشخيص حدود و حيطه ي اين نهضت كه بدعتي در ديد و حساسيت نوين پديد آورد، بسيار مشكل است. امپرسيونيسم هنرمندان نامتشابه بسياري را متحد كرد. هر يك از آنها آزادانه و بنابر نبوغ خويش، خود را از اصول متشكله ي امپرسيونيسم انباشتند و كمال بخشيدند.

     

     

    نئوامپرسيونيسم نام نهضتي است كه اعضاي آن را سورا (1) ، سينياك (2) و گروهي از نقاشاني تشكيل مي دهند كه اصول مطرح شده از طرف آن دو را پذيرفته اند. اين اصول عبارتند از مطالعه ي علمي رنگ و تفكيك سيستماتيك «مايه رنگ» كه پيش از آنها اين كار به وسيله ي نئوامپرسيونيست ها به شكلي غريزي انجام مي شد. در مورد چگونگي ساخته شدن اين اصطلاح عقايد مختلفي است. عده اي عقيده دارند كه اين اصطلاح را خود نقاشان مزبور به عنوان اداي احترام به نقاشان پيش از خود درست كرده اند. عده ايي ديگر مي گويند كه اين اصطلاح را دوست و مفسر آثار اين نقاشان فليكس فنئون(3) ساخته است، و آن را براي نخستين بار در مجله ي هنر مدرن چاپ بروكسل به تاريخ 19سپتامبر 1886 به كار برده است. اين اصطلاح را آرسن الكساندر (4) كه اغلب او را سازنده ي اين اصطلاح مي دانند، اخذ كرده و در مقاله اي كه تحت عنوان «واقعه» در باره ي كتاب فليكس فنئون، به نام «امپرسيونيست هاي سال 1886» د ر10 دسامبر 1886 نوشت، به كار برد. به هر حال اين اصطلاح در 1887 به شكلي جا افتاده و قطعي در مقاله اي كه فنئون در مه 1887 در مجله ي هنر مدرن درباره ي نئوامپرسيونيست نوشت، به كار رفته است، و او در مقاله ي مزبور مشخصات فني و زيبايي شناسانه ي اين نهضت را به طور درست و كامل شرح داده است.

    پراكنده شدن امپرسيونيست ها در 1880، با تعقيدي در روش آنها و بازگشت به اصول كلاسيك همراه بود. در همان سال ديويدساتر (5) در مجله ي هنر طي يك سلسله مقاله ي مهم تحت عنوان «پديده ي ديد»، حدود 167 اصل را بيان داشت كه به نظر مي رسد از همان زمان پيدايش نئوامپرسيونيسم در آنها پيش بيني شده است.

    + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 8:1 توسط احسان |

    در دهه ي هشتم قرن نوزدهم امر ساختمان در شيكاگو ناگهان رونق و رواج تازه گرفت و آسمان خراش هايي به ارتفاع دوازه، چهارده، شانزده و بيست و سه طبقه ساخته شدند كه بر خلاف آسمان خراش هاي ديگر آمريكا در شهر پراكنده نبودند. بلكه در مسافتي كوتاه از يكديگر قرار داشتند. هر يك از اين آسمان خراش ها شكل و نام خود را داشت و به صفاتي خاص ممتاز بود. اما عدم شباهت آنها جمع آشفته اي به وجود نمي آورد.

    ساختمان ها در آمريكا معمولاٌ عمري كوتاه دارند  بسياري از بهترين نمونه هاي آن ها تاكنون كوبيده شده اند و برخي ديگر به نظر مي رسد سرنوشتي جز نيستي ندارند.

    مكتب معماري شيكاگو بيش از هميشه بين سالهاي 1883 و 1983 رشد يافت و قدرت گرفت. نقل مطالبي از دو نوشته ما را از وضعيت معماري شيكاگو از آغاز و انتهاي اين زمان مطلع مي دارد.

    بعد از سال 1830 در هيچ زمان ديگري شهر شيكاگو به اندازه سال 1882 به خود چنين افزايش جمعيت و رواج تجارت و رونق كارهاي ساختماني را نديده است. بناها غول آسا وپر خرجند ... براي اجاره دفاتر تجارتي آن قدر متقاضي فراوان است كه هنوز اجازه ساختن يك بنا از شهرداري به دست نيامده براي آن مستاجزين بسيار پيدا شده اند. قبل از آن كه بنا به اتمام رسد تمام آن به اجاره رفته است. عمارات يكي بعد از ديگري ساخته مي شوند و سر به ابري دارند كه بر شهر سايه افكنده.

    نوشته ديگر مربوط به سال 1893 اندكي قبل از بحران بزرگ شهر شيكاگو است. مكرر در شيكاگو اتفاق افتاده است كه روزنامه هاي صبح، آگهي اجاره ي بزرگترين بنا را در دفاتر كار منتشر كرده اند و روزنامه هاي عصر همان روز آگهي هاي ديگر براي احجاره بناهاي بهتر و بزرگتري انتشار داده اند.

    در دهه ي هشتم قرن نوزدهم ‍»لوپ» ناحجيه مركزي و تجارتي شيكاگو تصوير كاملي از جرأت و جسارت معماران آمريكايي در حل مسائل معماري بود. تعداد ساختمان ها در خيابان هاي اين قسمت چندان بود كه تمام اين قسمت را چون برجي در ميان ناحيه ي بسيار وسيعي كه آن را در

    بر مي گرفت به ديده مي آورد. در زماني كه اين ساختمان هاي عظيم در شيكاگو بر پا مي گشتند؛ اين شهر مركز تجمع كالاهاي نواحي غرب و غرب ميانه ي آمريكا بود و نه مانند نيويورك صرفاً مركز عظيم دفاتر بورس. رشد سريع داد و ستد در شيكاگو و ورود و خروج كالاهاي بي شمار به اين شهر، توسعه ي ناگهاني ناحيه تجارتي آن – لوپ – را لازم آورد و براي اين توسعه ي ناگهاني لازم بود از امكانات جديد ساختماني استفاده شود. امكاناتي كه تا آن زمان فقط در ساختن پل ها و بناهاي صنعتي مورد استفاده قرار گرفته بود.

    عمارات بزرگ براي شركت هاي تجارتي و بيمه ها نخستين بناهايي بودند كه در اين زمان در شيكاگو ساخته شدند. بزودي ساختمان هاي بزرگ ديگر براي مقاصدي ديگر بر پا گشتند. هتل هاي بزرگ براي مسافرين بسيار كه به اين شهر مي آمدند و يا بناهايي كه جوابگوي چند مقصود مختلف در يك جا بودند، في المثل بنائي موسوم به «اديتوريوم ادلر و سالون» كه براي دفاتر تجارتي، هتل و تاتر ساخته شد. در اين زمان حل مسئله ي آپارتمان هاي مسكوني نيز مسئله اي كه تاكنون حل كامل آن ميسر نگشته است – با مداومت و جرأت بسيار آغاز گشت.

    ساختمان دفاتر كار، نقطه آغاز مكتب معماري شيكاگو:

    اساس مكتب معماري شيكاگو به آسمان خراش هاي دفاتر كار يا به عبارت ديگر به مراكز اداري اين شهر – پيوسته است . در ساختن اين آسمان خراش ها مسائل مهندسي فراوان پيش مي آمد و مؤسس مكتب معماري شيكاگو «ويليام لوبارن جني» پيش از آن كه معمار باشد مهندس بود. تعليمات و تجربيات «جني» در مهندسي ساختمان كامل بود و در هنگ مهندسين سپاه «شرمن»  با درجه ي سرواني خدمت كرده بود. وي در تعليم معماران جوان شيكاگو همان نقشي را ايفا كرد «پطر بهرنس» در تعليم معماران آلمان (در حدود 1910) و يا «اگوست پره» در تعليم معماران فرانسه. «جني» به معماران جوان مسائلي را آموخت كه در مدارس معماري راه حلي بر آنها متصور نبود.

    آغاز توجه به اشكال خالص

    معماران مكتب شيكاگو اساس ساختماني تازه اي در بناهاي خود بكار بردند: اسكلت آهني، كه در آن زمان صرفاً «ساختمان شيكاگو» ناميده مي شد.

    «پي شناور» نيز كه مناسب با خاك سست شيكاگو است اختراع اين معماران بود. پنجره هايي بزرگ كه طول آن در جهت افقي قرار گيرد نيز براي نخستين بار توسط اين معماران بكار رفت و از همين رو «پنجره هاي شيكاگو» ناميده شد.

    ساختمان هاي تجاري و اداري نيز زاده ي نيروي خلاقه ي اين معماران بود.

    اهميت اين مكتب از نظر تاريخ معماري در اين است كه براي نخستين بار در قرن نوزدهم به جدايي بين فن ساختمان و معماري بين مهندس و معمار پايان داد، جدائي كه در تمام قرن هيجدهم ادامه داشت. شاگردان اين مكتب با دليري شگفت آوري كوشيدند از فرم هاي پيچيده ي دوران گذشته دوري جويند و فرم هائي «خالص» بيافرينند كه وحدت فن ساختمان و معماري را ميسر دارد.

    نظريه ي معاصران مكتب معماري شيكاگو درباره ي آن:

    معماران هشتمين دهه قرن نوزدهم اين مكتب از شجاعت خود كاملاً باخبر بودند. به سال 1890 «جان روت» سازنده ي آسمان خراش «منادناك» در خطابه ي خود درباره ي ساختمان هاي تجاري چنين گفت: «آراستن اين بناها ه تزيينات و ريزه كاري ها به پشيزي نمي ارزد.

    بر عكس اين ساختمان ها بايد صرفاً با حجم و با تناسب خود مظهر اساسي نيروهاي عظيم و پايدار تمدن جديد باشند.

    «يكي از نتايج روش هائي كه بدان ها اشاره كرده ايم اين خواهد بود كه طرح معماري براساس عوامل اساسي فن ساختمان استوار خواهد شود. اهميت ساختمان اين آسمان خراش ها چندان حياتي است كه رهائي فرم هاي ظاهري را ايجاب مي كند و خواست هاي تجارتي و ساختماني چنان مبرم است كه تمام اصول معماري در هر يك از اجزاء بنا بايد بر اين خواست ها استوار گردد. تنها با چنين شرايطي مي توان مصمم و با هدف هايي قطعي كار كرد، مي توان مظهر و نمودار حقيقي عصر بود، مي توان اميدوار بود كه معماري از مظاهر
    + نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:23 توسط احسان |

    بررسی ساختمان اپرای سیدنی قسمت سوم

     اجرای ساختمان به صورت غلافی شکل در سال 1889 به اوج اعتلای خود رسيد . مقارن همين زمان آسمان خراش ها در شيکاگو ساخته شدند که باز برای محاسبه آن ها از همين روش محاسبات خطی استفاده شد که تا به امروز رو به پيشرفت و کمال است . حتی محاسبه تيرهای بتنی « از پيش فشرده » تا حدی از شيوه محاسبات خطی قرن نوزدهم متأثر است .

    در قرن حاضر روش های تازه ای در محاسبات ساختمانی بوجود آمده که تا محاسبات خطی متفاوت است . در روش محاسبات خطی چنان که اشاره شد اصل بر اين است که نيرو های ساختمان را در محل تيرها و ستون ها متمرکز کرد . اما با روش جديد کوشش می شود ساختمان از تير و ستون استقلال يابد و هر عضو متحمل بار خود و باری که بر آن وارد می آيد گردد . و بدين ترتيب می توان ساختمان را به فرم های مختلف به اصطلاح ريخت . البته چنين کاری خالی از اشکال نيست و نمی توان نيرو ها را به دقت در همه قسمت های ساختمان محاسبه کرد و بايد به مدد آزمايشات و يا ساختن ماکت پخش نيرو را در تمام قسمت ها مشاهده کرد . از اين رو فن ساختمان به ماورای عرصه محاسبات می رود و به دنيای احساس راه می يابد و چون «ريختن» جای « ساختن » را می گيرد , معماری به مجسمه سازی تقرب می جويد .

    پيدا است که آهن نمی توانست جوابگوی چنين نحوه ساختمانی باشد و به ماده ای احتياج بود که انعطاف پذيری بيشتری داشته باشد . در حدود سال 1900 خواص ساختمانی بتن مسلح به اندازه کافی بر مهندسان معلوم بود که بتوان آن رابه نحوه جديد بکار برد . ساختمان های غلافی که « فری سينه » و « مايار » در حدود سال 1930 ساختند شاهدی بر اين گفته است . مايار از جمله نخستين کسانی بود که امکانات محاسبات تازه ساختمانی را شناخت ؛ و در پل های وی که زيبايی آن ها هر چشم آشنا به هنر معاصر را به خود می خواند نيروها در صفحات نازک بتن مسلح انتشار می يابند و از اين رو به پايه های گران پيکر احتياج نيست . « مايار » وقتی خاطر نشان کرده است که منشاء الهام وی در طرح ساختمان های غلافی ديگ بخار بوده است – در واقع در ساختمان های غلافی نيز مانند ديگ بخار تمام نيروها در سراسر غلاف منتشر می شود – در حال حاضر از نحوه ساختمانی غلافی در بسياری از شعبات صنعت استفاده می شود . « ای . وای . گالانتای » فهرستی تقريبی از صنايعی که به استفاده از اين نحوه ساختمانی رو می آورند بدست میدهد :

    امروز در ساختن اتومبيل و واگن های راه آهن به جای آن که شاسی و بدنه جدا از يکديگر ساخته شوند و بعد بدنه بر شاسی به اصطلاح سوار شود می توان شاسی و بدنه را يک پارچه و غلافی ساخت – اتومبيل و يا واگن در اين صورت واجد « جدار فشرده » خواهد بود - . در ساختن هواپيما و کشتی نيز « جدار های فشرده » عظيم جای شاسی و بدنه را می گيرد . دايره استفاده از ساختمان های غلافی به اين جا محدود نمی شود ؛ ساختن سد ها به اين روش که ابتدا در فرانسه معمول شد روز به روز پيشرفت بيشتر می کند و ساختن دهانه های عظيم و شمعی های گران پيکر را که برای احداث سد به شيوه معمولی لازم است غير لازم می سازد . حتی اين نحوه ساختمانی در ساختن مبل و صندلی معمول گشته است , صندلی های تک پايه ای که « ارو سارنن » ( معمار آمريکايی که متأسفانه بجوانی در گذشت ) ساخت مثال بارز شيوه ساختمانی غلافی در طرح ميز و صندلی هستند .

    + نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:21 توسط احسان |

    معماری هنر ایده

    ویژگی های معماری ایران در دوره ی اسلامی 4

     

    بادگير

    معماران و استادکاران ايرانی با توجه به شرايط اقليمی و جغرافيايي مناطق گوناگون ايران شيوه های معماری  را در شهر های مختلف توسعه بخشيدند؛ همان طور که به دليل سرما ايجاد بناهای فاقد ميانسرا در آذربايجان متداول بوده, ساختن بادگير نيز در مناطق کويری رواج داشته است.

    ساليان بس دراز, بادگير يکی از اجزای مهم بناها در نواحی گرم و خشک ايران بوده است. هر بادگير شامل برجهای تهويه بر فراز ساختمان است. در بالای هر برج يک رشته دهانه های عمودی وجود دارد که در مقابل بادهای وزان قرار گرفته و برای گرفتن نسيم و هدايت آن به اتاق همکف يا زيرزمين که رطوبت را از يک حوض آب اخذ می کند, تعبيه شده است.

    در شهرهای کويری ايران مانند کاشان, يزد و کرمان از بادگير در بناهای مختلف به نحوه مطلوب استفاده شده است. در بعضی بناها حتی چندين بادگير ساخته شده (مانند آب انبار پنج بادگير يزد).

    پله

    گرچه پله يک اثر معماری مهم به حساب نمی آيد, ولی کاربردهای سودمندی در معماری دارد. راه پله های مارپيچ داخل مناره ها و پله هايي که به بامها و فضاهای داخلی و خارجی بنا و به پاشيرهای سراشيبی آب انبارها منتهی می شود از اهميت ويژه ای برخوردارند. همچنين پله ها, راههای ارتباطی مفيد به طبقه دوم يا پشت بام به شمار می روند. در بعضی از بناها پله ها علاوه بر کاربرد ارتباطی, وسيله سبک کردن حجمهای ساختمانی نيز هستند(مانند بنای تايباد خراسان). مدرسه غياثيه خرگرد دارای هشت دستگاه پله است. همچنين مسجد کبود تبريز پله هايي در شش قسمت دارد که دو دستگاه پله به نمای اصلی متصل است و چهار دستگاه در گوشه های گنبد خانه يا شبستان قرار دارد که به طبقه دوم متصل می شود. مصالح ساختمانی پله ها اغلب آجر است.

    سردابه

    تعداد بسياری از آرامگاهها مدفن اصلی شخصيتی مذهبی يا سياسی هستند که زير طبقه همکف ساخته می شدند. از آنجا که طبقه همکف بايد محلی برای زيارت يا مراسم مذهبی می داشت, معمولاً محل تدفين را در طبقه ای پايين تر از سطح زمين می ساختند. احداث سردابه بيشتر در آرامگاههای ناحيه شمال و آذربايجان مرسوم بوده است.

                از قرن هشتم هجری به بعد نصب ضريح چوبی در روی مزارها به صورت سمبليک متداول شد. صندوقهای چوبی منبت کاری شده نام بسياری از درودگران هنرمند را برخود دارد.

    روشهای ساخت و تزيين

    به طور کلی آگاهی ما از نحوه ساخت, طراحی و ساير امور ساختمانی دوره اسلامی بسيار کم و محدود است. بدون شک ايجاد بناها, چه مجموعه های مذهبی و چه غير مذهبی, مستلزم آگاهی از علومی چون هندسه, رياضی و طراحی بوده است و استادکاران طی قرون متمادی با بهره گيری از علوم, توانسته اند شاهکارهايي در هنر معماری به وجود آورند. متأسفانه در متون تاريخی دوره اسلامی مطالب مهم و تصاوير چندانی در مورد چگونگی ايجاد بناها به چشم نمی خورد. تنها نمونه های قابل ذکر دو نقاشی منسوب به بهزاد, با تاريخ 872 هجری, در ظفرنامه و خمسه نظامی است. اين نقاشيها در حال حاضر در دانشگاه هابکينز آمريکا نگهداری می شوند و در آنها نحوه ساخت مسجد جامع تيمور و همچنين کاخ خورنق به شيوه مينياتور به تصوير کشيده شده است. در اين نقاشيها تا حدودی تزيينات و ابزار و ابزار و وسايل معماری مرسوم آن روزگار مانند داربست, گونيای چوبی, اره, خط کش, بيل, تيشه, ماله, نردبان, و ... و همچنين مصالح ساختمانی مانند سنگ, آجر, گچ, ملاط و کاشی و مراحل اجرای ساختمان نشان داده شده است.

                برخی محققان بر اين عقيده اند که علت فقدان مطالب سودمند درباره معماران دوره اسلامی و روشهای طراحی و ساختمانی آنها, اين است که معماران در مقايسه با شاعران, فيلسوفان و مورخان, کمتر مورد توجه بوده اند. البته اين رأی درست به نظر نمی رسد؛ زيرا در ادوار مختلف نياز همگان به معمار و استادکاران ساختمانی برای ايجاد محلهای مسکونی, تجاری و عبادی امری مسلم بوده است.

                مورخان اسلامی چون بيهقی, ابن خلدون و خواجه رشيدالدين, مطالب سودمندی درباره معماری و معماران نوشته اند؛ از جمله نوشته اند معماران از علوم رياضی و هندسه اطلاع داشتند و در احداث بناها قبل از هر چيز به طراحی و نقشه کشی مبادرت می ورزيدند. فارابی فيلسوف بزرگ ايران می گويد معماری مبتنی بر علم الحيل است و حيل, مهارت, هنر و فنی است که با کار استادانه و هنرمندانه در اشکال هندسی نشان داده می شود. هندسه مبنای معماری بود و معمار بسيار ماهر و استاد را مهندس می گفتند که به معنای هندسه دان است.

                همچنين متونی در دست است که در آنها از هندسه و طرحهای هندسی برای معماران بحث می شود و سراسر اين کتابها دارای توضيحاتی است که به معماری عملی ارتباط پيدا می کند. بخشی از کتاب مفتاح الحساب نوشته جمشيد کاشی رياضيدان و منجم عصر تيموری, به معماری اختصاص يافته و در آن بخش از روشهای ساختن طاق و گنبد و مقرنس بحث می کند, از انواع طاقهايي که او شرح می دهد برخی را در بناهای تيموری می توان ديد.

                معماران, استادکاران, بنايان و ديگر گروههای وابسته به علم معماری, با آگاهی کامل از فن معماری و با ابتکار و ابداعات خاص خود و رعايت کامل اصول هندسه و مهارت های سنتی و همچنين الهام از عقايد دينی فضای معماری ايران را شکوهی جاودانه بخشيدند.

    مسئوليت ساخت بنا نيز به عهده گروههای متعددی بوده است؛ مثلاً گروهی مسئول احداث ساختمان تا مرحله سفت کاری, و گروهی مسئول تزيينات بنا مانند آجرکاری, گچبری و کاشيکاری بوده اند. همچنين بين استادکاران, سلسله مراتبی وجود داشته, مانند مهندس, معمار, بنا, سرکارگر, سنگکار, گچکار, کاشيکار و کارگر ساده که هر يک مسئوليت خاصی داشتند.

                لازم به يادآوری است که معماران ايرانی به علت فروتنی از ثبت کردن نام خود بر بناها خودداری می کردند؛ به همين علت جز تعدادی از بناها که نام معمار يا سازنده آن مشخص شد, بقيه فاقد نام استادکار يا سازنده آن است.

    مصالح ساختمانی

    مصالحی که در ايجاد بناهای دوره اسلامی به کار رفته متنوع است.

    آجر. مهمترين مصالح ساختمانی در ايران قبل و بعد از اسلام بوده است. آجرهای به کار رفته در معماری عموماً مربع شکل است که در کارگاههای آجرپزی در سراسر ايران ساخته می شد. آجر علاوه بر استفاده در ساختن بدنه بنا برای تزيين آن نيز نقش مهمی داشت و از اوايل اسلام تا دوره تيموری تزيين بيشتر بناها با آجرکاری است. همچنين از آجرهای تراشدار و قالبی نيز استفاده می شد. آجرهای پخته رنگهای گوناگونی چون زرد کمرنگ, قرمز و قرمز تيره داشته که بيشتر در ابعاد 3*20*20, 5*20*20 و 5*25*25 سانتيمتر ساخته می شد و در قسمتهای مختلف بنا مانند ايوانها, طاقنماها, گنبدها, مناره ها و اتاقها به کار می رفت(برجهای خرقان, گنبد قابوس, مناره مسجد ساوه).

                گچ.گچ از ديگر مصالح ساختمانی است که در تمامی ادوار, در معماری استفاده شده است. از آنجايي که گچ از مصالح ارزان قيمت بوده و زود سفت می شده است, کاربردهای متعدد داشته و مورد توجه معماران بوده است. گچبری برای آراستن سطوح داخلی بناها, نوشتن کتيبه ها, تزيين محرابها, زير گنبدها و ايوانها به کار می رفته است. بسياری از بناهای عصر سلجوقی و ايلخانی با گچبری تزيين شده اند. اهميت گچبری در بناهای اسلامی به حدی بود که هنرمندان اين رشته به «جصاص» معروف بودند ونام بسياری از اين هنرمندان در کتيبه های بناها به يادگار مانده است. علاوه بر اين, هنرمندان گچبر در قرن پنجم تا دهم هجری از شيوه های گوناگونی مانند گچبری رنگی, گچکاری وصله ای, گچکاری توپر و توخالی, گچبری مشبک و گچبری مسطح و برجسته استفاده کرده اند(مانند اصفهان: محراب اولجايتو, زنجان: گنبد سلطانيه, همدان: گنبد علويان و اشترجان: محراب اشترجان).

                کاشی.استفاده از کاشی برای تزيين و همچنين استحکام بخشيدن به بناها از دوره سلجوقی آغاز شد و در طی قرون متمادی بويژه در عهد تيموری و صفوی به اوج رسيد. کاشی نقش عمده ای در تزيين بناهای دوره اسلامی داشت و با شيوه های متفاوت توسط هنرمندان کاشيکار به کار می رفت. استفاده از کاشيهای يک رنگ, کاشی هفت رنگ, کاشی معرق و تلفيق آجر و کاشی در دوره های سلجوقی, ايلخانی و تيموری و صفوی در تزيين بنا مرسوم بوده و تا عصر حاضر ادامه يافته است. تزيين بخشهای گوناگون بنا, از پوشش گند و مناره گرفته تا سطح داخلی بنا و زير گنبد و ديوارها و محراب با کاشيهای مختلف, بويژه کاشيهای معرق, به بناهای مذهبی و غير مذهبی ايران دوره اسلامی زيبايي خاصی بخشيده است(مانند گناباد: مسجد گناباد و غياثيه, خرگرد: مدرسه خرگرد, مشهد: مسجد گوهر شاد, تبريز: مسجد کبود, اصفهان: مسجد شيخ لطف الله و مسجد امام).

                خشت.از ديگر مصالح ساختمانی معمول در معماری ايران خشت است. در دوره اسلامی يا تمامی بنا از خشت بوده يا بخشی از ديوارها از خشت و بقيه از آجر بوده است. از آنجايي که مقاومت خشت در برابر باد و باران و برف اندک است, بناهای خشتی زيادی از روزگاران گذشته باقی نمانده است.

                سنگ.در معماری اسلامی از سنگ برای کار در شالوده, بدنه, فرش کردن کف و تزيين بنا استفاده می شد. گرچه به علت موقعيت جغرافيايي و اقليمی استفاده از سنگ در برخی نقاط چون آذربايجان بيشتر ديده می شود, اما بهره گيری از آن تقريباً در سراسر ايران مرسوم و متداول بوده است. استفاده از سسنگ در پی بنا و ديوارها اهميت ويژه ای داشت و برای ساختن کتيبه ها سنگهای گوناگونی چون سنگ سياه, سنگ آهک, سنگ مرمر ـ که با دقت تراشيده و گاهی حجاری می شد ـ به کار می رفت(مرند: کاروانسرای مرند, شيراز: مسجد جامع, کاشان: کتيبه های مسجد ميدان).

                چوب.استفاده از چوب برای ساختن در, پنجره, صندوقهای ضريح, ستونها و تير سقف و چهار چوب, از ويژگيهای معماری اسلامی است که در ناحيه مازندران و گيلان رواج بيشتری داشته است. درختهای تبريزی, سپيدار, چنار, کاج و گردو از جمله درختهايي بودند که از چوب آنها برای بخشهای گوناگون بنا استفاده می شده است(ورامين: مسجد مامع, تبريز: ارگ عليشاه, ساری: امام زاده صالح).

                شيشه. کاوشهای باستانشناسی سالهای اخير و همچنين بناهای باقيمانده از ادوار مختلف اسلامی نشان می دهد که از شيشه های الوان به رنگهای سرخ, آبی, بنفش و سبز برای تأمين روشنايي و تزيين در و پنجره و قابهای گنبد خانه و شبستانها استفاده می شده است. همچنين مطالعه متون تاريخی و مشاهده مينياتور های قرن ششم تا دوازدهم هجری نشان می دهد که شيشه, کاربرد وسيعی داشته است(خرگرد: غياثيه, شاه زند: مقبره شيری بکا آقا, اصفهان: عالی قاپو).

     

    + نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:17 توسط احسان |